Divan-e Shams› Ghazal 3196 ← previous · next →
Divan-e Shams · G3196 · 14 beyts
غزل شمارهٔ ۳۱۹۶
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G3196:1 بار منست او بچه نغزی، خواجه اگرچه همه مغزیچون گذری بر سر کویش، پای نکو نه که نلغزی
- G3196:2 حدثنی صاحب قلبی، طهر لی جلدة کلبیاضحکنی نور فوادی، اسکرنی شربة ربی
- G3196:3 وز در بسته چو برنجی، شیوه کنی زود بقنجی؟!شیوه مکن، قنج رها کن، پست کن آن سر، که بگنجی
- G3196:4 طاب لحبی حرکاتی، صار خساری برکاتیانت حیاتی و تعدی، طال حیاتی بحیاتی
- G3196:5 جان دل، تو دل جانی، قبلهٔ نظاره کنانیچونک شود خیره نظرشان، از ره دلشان بکشانی
- G3196:6 عمرک یا عمرو تولی، زادک یا زید تجلیکم تنم اللیل؟! تنبه! قد ظهرالصبح، تجلی
- G3196:7 خانهٔ دل را دو دری کن، جانب جان راهبری کنطالب دریای حیاتی، سنگ دلا، رو گهری کن
- G3196:8 یا سندی انت جمالی ، انت دلیلی و دلالیکیف تجوز و ترجی، تعرض عنی لملالی
- G3196:9 جان و روان خیز روان کن، با شه شاهان سیران کنهیچ بطی جوید کشتی؟! جان شدهٔ ترک مکان کن
- G3196:10 قد طلع البدر علینا، قد وصل الوصل الینایا فئتی وافق بدر فیه نذرنا و الینا
- G3196:11 ای طربستان، چه لطیفی؟! ای سر مستان چه ظریفی؟!ده بخوری تو بدهی یک، کی بود این شرط حریفی؟!
- G3196:12 کل مساء و صباح یسکرنا العشق براحقد یئس المحزن منا، التحق الحزن بصاح
- G3196:13 بس کن گفتار رها کن، باز شهی قصد هوا کنباز رو ای باز بدان شه، با شه خود عهد و وفا کن
- G3196:14 بسکم الهجر فعودوا، فی طلب الوصل سعودامتنع الوصل بشح، اجتنبوا الشح، وجودوا
ganjoor: sh3196 · public domain