दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 330› शेर 11 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · غزل شمارهٔ ۳۳۰
- چون آهو از آن شیر رمیدم به بیابان آن شیر گه صید به کهسار مرا یافت
G330:11
आपकी भाषा
आपकी भाषा में अभी तक कोई अर्थ नहीं — यह पूरी ग़ज़ल के लिए एक साथ बनता है:
ai-draft · gemini-2.5-pro
इस शेर की व्याख्या
अभी तक नहीं लिखी गई — इस ग़ज़ल के भीतर इस शेर का गहरा पाठ:
पूरी ग़ज़ल ↗
- 1 بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت·سرمست همیگشت به بازار مرا یافت
- 2 پنهان شدم از نرگس مخمور مرا دید·بگریختم از خانه خمار مرا یافت
- 3 بگریختنم چیست کز او جان نبرد کس·پنهان شدنم چیست چو صد بار مرا یافت
- 4 گفتم که در انبوهی شهرم که بیابد·آن کس که در انبوهی اسرار مرا یافت
- 5 ای مژده که آن غمزه غماز مرا جست·وی بخت که آن طره طرار مرا یافت
- 6 دستار ربود از سر مستان به گروگان·دستار برو گوشه دستار مرا یافت
- 7 من از کف پا خار همیکردم بیرون·آن سرو دو صد گلشن و گلزار مرا یافت
- 8 از گلشن خود بر سر من یار گل افشاند·وان بلبل وان نادره تکرار مرا یافت
- 9 من گم شدم از خرمن آن ماه چو کیله·امروز مه اندر بن انبار مرا یافت
- 10 از خون من آثار به هر راه چکیدست·اندر پی من بود به آثار مرا یافت
- 11 چون آهو از آن شیر رمیدم به بیابان·آن شیر گه صید به کهسار مرا یافت
- 12 آن کس که به گردون رود و گیرد آهو·با صبر و تأنی و به هنجار مرا یافت
- 13 در کام من این شست و من اندر تک دریا·صاید به سررشته جرار مرا یافت
- 14 جامی که برد از دلم آزار به من داد·آن لحظه که آن یار کم آزار مرا یافت
- 15 این جان گران جان سبکی یافت و بپرید·کان رطل گران سنگ سبکسار مرا یافت
- 16 امروز نه هوش است و نه گوش است و نه گفتار·کان اصل هر اندیشه و گفتار مرا یافت
ganjoor: sh330 · public domain