Divan-e Shams› Ghazal 565 ← previous · next →
Divan-e Shams · G565 · 14 beyts
غزل شمارهٔ ۵۶۵
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G565:1 اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم داردکه نی عاشق نمییابد که نی دلخسته کم دارد
- G565:2 مرا گوید چرا چشمت رقیب روی من باشدبدان در پیش خورشیدش همیدارم که نم دارد
- G565:3 چو اسماعیل پیش او بنوشم زخم نیش اوخلیلم را خریدارم چه گر قصد ستم دارد
- G565:4 اگر مشهور شد شورم خدا داند که معذورمکهاسیر حکم آن عشقم که صد طبل و علم دارد
- G565:5 مرا یار شکرناکم اگر بنشاند بر خاکمچرا غم دارد آن مفلس که یار محتشم دارد
- G565:6 غمش در دل چو گنجوری دلم نور علی نوریمثال مریم زیبا که عیسی در شکم دارد
- G565:7 چو خورشیدست یار من نمیگردد به جز تنهاسپهسالار مه باشد کز استاره حشم دارد
- G565:8 مسلمان نیستم گبرم اگر ماندهست یک صبرمچه دانی تو که درد او چه دستان و قدم دارد
- G565:9 ز درد او دهانتلخ است هر دریا که میبینیز داغ او نکو بنگر که روی مه رقم دارد
- G565:10 به دورانها چو من عاشق نرست از مغرب و مشرقبپرس از پیر گردونی که چون من پشت خم دارد
- G565:11 خنک جانی که از خوابش به مالشها برانگیزدبدان مالش بود شادان و آن را مغتنم دارد
- G565:12 طبیبی چون دهد تلخش بنوشد تلخ او را خوشطبیبان را نمیشاید که عاقل متهم دارد
- G565:13 اگر شان متهم داری بمانی بند بیماریکسی برخورد از استا که او را محترم دارد
- G565:14 خمش کن کاندر این دریا نشاید نعره و غوغاکه غواص آن کسی باشد که او امساک دم دارد
ganjoor: sh565 · public domain