Divan-e Shams› Ghazal 779 ← previous · next →
Divan-e Shams · G779 · 12 beyts
غزل شمارهٔ ۷۷۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G779:1 همه خفتند و من دلشده را خواب نبردهمه شب دیده من بر فلک استاره شمرد
- G779:2 خوابم از دیده چنان رفت که هرگز نایدخواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد
- G779:3 چه شود گر ز ملاقات دوایی سازیخستهای را که دل و دیده به دست تو سپرد
- G779:4 نه به یک بار نشاید در احسان بستنصافی ار میندهی کم ز یکی جرعه درد
- G779:5 همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهادهیچ کس بیتو در آن حجره ره راست نبرد
- G779:6 گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبینآنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد
- G779:7 آستینم ز گهرهای نهانی پر دارآستینی که بسی اشک از این دیده سترد
- G779:8 شحنه عشق چو افشرد کسی را شب تارماهت اندر بر سیمینش به رحمت بفشرد
- G779:9 دل آواره اگر از کرمت بازآیدقصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد
- G779:10 این جمادات ز آغاز نه آبی بودندسرد سیرست جهان آمد و یک یک بفسرد
- G779:11 خون ما در تن ما آب حیاتست و خوش استچون برون آید از جای ببینش همه ارد
- G779:12 مفسران آب سخن را و از آن چشمه میارتا وی اطلس بود آن سوی و در این جانب برد
ganjoor: sh779 · public domain