Divan-e Shams Ghazal 815 ← previous · next →

Divan-e Shams · G815 · 12 beyts

غزل شمارهٔ ۸۱۵

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G815:1 شهر پر شد لولیان عقل دزدهم بدزدد هم بخواهد دستمزد
  2. G815:2 هر که بتواند نگه دارد خردمن نتانستم مرا باری ببرد
  3. G815:3 گرد من می‌گشت یک لولی پریرهمچنینم برد کلی کرد و مرد
  4. G815:4 کرد لولی دست خود در خون منخون من در دست آن لولی فسرد
  5. G815:5 تا که می‌شد خون من انگوروارسال‌ها انگور دل را می‌فشرد
  6. G815:6 کرد دیدم کو کند دزدی ولیککرد ما را بین که او دزدید کرد
  7. G815:7 کی گمان دارد که او دزدی کندخاصه شه صوفی شد آمد مو سترد
  8. G815:8 دزد خونی بین که هر کس را که کشتخضر و الیاسی شد و هرگز نمرد
  9. G815:9 رخت برد و بخت داد آنگه چه بختسیم برد و دامن پرزر شمرد
  10. G815:10 دردها و دردها را صاف کردپیش او آرید هر جا هست درد
  11. G815:11 این جهان چشمست و او چون مردمکتنگ می‌آید جهان زین مرد خرد
  12. G815:12 باز رشک حق دهانم قفل کردشد کلید و قفل را جایی سپرد

ganjoor: sh815 · public domain