Divan-e Shams Ghazal 841 ← previous · next →

Divan-e Shams · G841 · 14 beyts

غزل شمارهٔ ۸۴۱

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G841:1 باز آفتاب دولت بر آسمان برآمدباز آرزوی جان‌ها از راه جان درآمد
  2. G841:2 باز از رضای رضوان درهای خلد وا شدهر روح تا به گردن در حوض کوثر آمد
  3. G841:3 باز آن شهی درآمد کو قبله شهانستباز آن مهی برآمد کز ماه برتر آمد
  4. G841:4 سرگشتگان سودا جمله سوار گشتندکان شاه یک سواره در قلب لشکر آمد
  5. G841:5 اجزای خاک تیره حیران شدند و خیرهاز لامکان شنیده خیزید محشر آمد
  6. G841:6 آمد ندای بی‌چون نی از درون نه بیروننی چپ نی راست نی پس نی از برابر آمد
  7. G841:7 گویی که آن چه سویست آن سو که جست و جویستگویی کجا کنم رو آن سو که این سر آمد
  8. G841:8 آن سو که میوه‌ها را این پختگی رسیدستآن سو که سنگ‌ها را اوصاف گوهر آمد
  9. G841:9 آن سو که خشک ماهی شد پیش خضر زندهآن سو که دست موسی چون ماه انور آمد
  10. G841:10 این سوز در دل ما چون شمع روشن آمدوین حکم بر سر ما چون تاج مفخر آمد
  11. G841:11 دستور نیست جان را تا گوید این بیان راور نی ز کفر رستی هر جا که کفر آمد
  12. G841:12 کافر به وقت سختی رو آورد بدان سواین سو چو درد بیند آن سوش باور آمد
  13. G841:13 با درد باش تا درد آن سوت ره نمایدآن سو که بیند آن کس کز درد مضطر آمد
  14. G841:14 آن پادشاه اعظم در بسته بود محکمپوشید دلق آدم امروز بر در آمد

ganjoor: sh841 · public domain