Divan-e Shams Ghazal 858 ← previous · next →

Divan-e Shams · G858 · 16 beyts

غزل شمارهٔ ۸۵۸

Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.

  1. G858:1 وقتی خوش است ما را‌، لابد نبید بایدوقتی چنین به جانی جامی خرید باید
  2. G858:2 ما را نبید و باده از خم غیب آیدما را مقام و مجلس عرش مجید باید
  3. G858:3 هر جا فقیر بینی با وی نشست بایدهر جا زحیر بینی از وی برید باید
  4. G858:4 بگریز از آن فقیری کاو بند لوت باشدما را فقیر معنی چون بایزید باید
  5. G858:5 از نور پاک چون زاد او باز پاک خواهدو آنکه‌ز حدث بزاید او را پلید باید
  6. G858:6 اما چو قلب و نیکو ماننده‌اند با همپیش چراغ یزدان آن را گزید باید
  7. G858:7 بر دل نهاد قفلی یزدان و ختم کردشاز بهر فتح این در در غم تپید باید
  8. G858:8 سگ چون به کوی خسبد از قفل در چه باکشاصحاب خانه‌ها را فتح کلید باید
  9. G858:9 سالی دو عید کردن کار عوام باشدما صوفیان جان را هر دم دو عید باید
  10. G858:10 جان گفت من مریدم زایندهٔ جدیدمزایندگان نو را رزق جدید باید
  11. G858:11 ما را از آن مفازه عیشی‌ست تازه تازهآن را که تازه نبود او را قدید باید
  12. G858:12 ای آمده چو سردان اندر سماع مردانزنده ز شخص مرده آخر بدید باید
  13. G858:13 گر زانکه چوب خشکی جز ز‌آتشی نخنبیور زانکه شاخ سبزی آخر خمید باید
  14. G858:14 آن ذوق را گرفتم پستان مادر آمدبنهاد در دهانت آخر مکید باید
  15. G858:15 خامش که در فصاحت عمر عزیز بردیدر روضهٔ خموشان چندی چرید باید
  16. G858:16 ای شمس حق تبریز در گفتنم کشیدیروزی دو در خموشی دم درکشید باید

ganjoor: sh858 · public domain