Divan-e Shams› Ghazal 939 ← previous · next →
Divan-e Shams · G939 · 12 beyts
غزل شمارهٔ ۹۳۹
Open any couplet for its own page — rendering, commentary, hard words.
- G939:1 به پیش تو چه زند جان و جان کدام بودکه جان توی و دگر جمله نقش و نام بود
- G939:2 اگر چه ماه به ده دست روی خود شویدچه زهره دارد کان چهره را غلام بود
- G939:3 اگر چه عاشقی و عشق بهترین کار استبدانک بیرخ معشوق ما حرام بود
- G939:4 به جان عشق که تا هر دو جان نیامیزدجداییست و ملاقات بینظام بود
- G939:5 شراب لطف خداوند را کرانی نیستوگر کرانه نماید قصور جام بود
- G939:6 به قدر روزنه افتد به خانه نور قمراگر به مشرق و مغرب ضیاش عام بود
- G939:7 تو جام هستی خود را برو قوامی دهکه آن شراب قدیمست و باقوام بود
- G939:8 هزار جان طلبید و یکی ببردم پیشبگفت باقی گفتم بهل که وام بود
- G939:9 رفیق گشته دو چشمش میان خوف و رجابرای پختن هر عاشقی که خام بود
- G939:10 هزار خانه به تاراج برد و خوش قنقیستسلامتی همه تاراج آن سلام بود
- G939:11 درون خانه بود نقشها نه آن نقاشبه سوی بام نگر کان قمر به بام بود
- G939:12 رسید مژده به شامست شمس تبریزیچه صبحها که نماید اگر به شام بود
ganjoor: sh939 · public domain