पढ़िए› दफ़्तर 5› उस दासी की कहानी जिसने मालकिन के गधे से अपनी कामुकता शांत की, और उसे बकरी और भालू की तरह इंसानों वाली कामुकता करना सिखाया था। और उसने गधे के लिंग में एक कद्दू डाल दिया था ताकि वह हद से न बढ़ जाए। मालकिन को इस बात का पता चला, लेकिन उसने कद्दू की सूक्ष्मता को नहीं देखा। उसने दासी को बहाने से दूर भेज दिया, और कद्दू के बिना गधे से संबंध बनाया, और शर्मनाक तरीके से मर गई। दासी देर शाम वापस आई और विलाप करने लगी कि 'हे मेरी जान, हे मेरी आँखों की रौशनी! तुमने लिंग देखा, कद्दू नहीं देखा। तुमने पुरुषत्व देखा, वह दूसरा नहीं देखा।' 'कुल नाकिस मलून' का अर्थ है, 'हर अपूर्ण दृष्टि और समझ शापित है।' अन्यथा, बाहरी रूप से अपूर्ण शरीर शापित नहीं हैं, बल्कि 'उन पर कोई दोष नहीं है' के दायरे में हैं – दोष, शाप, फटकार और क्रोध का निषेध किया गया है।› शेर 1337
M5:1337 — خر همی شد لاغر و خاتون او / مانده عاجز کز چه شد این خر چو مو
M5:1337
अर्थ · به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI
این بیت، سرگشتگی و ناتوانی خاتون را در فهمیدن علت لاغری الاغش توصیف میکند، در حالی که از راز شهوترانی کنیز با آن حیوان بیخبر است.
در این داستان، کنیزکی برای ارضای شهوت خود، با الاغ خاتون رابطه برقرار میکند. اما برای آنکه آسیب نبیند، از کدویی برای کنترل اندازهٔ آلت الاغ استفاده میکند. این عمل مکرر، حیوان را ضعیف و لاغر کرده است.
این بیت، نقطهٔ آغاز کنجکاوی و تحقیق خاتون است. او فقط ظاهر ماجرا، یعنی لاغری الاغ را میبیند، اما از علت پنهان آن (رابطه با کنیز) کاملاً بیاطلاع است. مولانا با تصویر «خر چو مو» (الاغی به باریکی یک مو)، شدت لاغری حیوان و در عین حال، شدت کوری و ناآگاهی خاتون را به نمایش میگذارد. این بیت، صحنه را برای کشف راز توسط خاتون و فاجعهای که در پی آن رخ میدهد، آماده میکند. ناتوانی او در دیدن حقیقت، مقدمهای است بر درک ناقصی که در نهایت به هلاکتش میانجامد.
- خاتون
- بانو، خانم خانه، زن بزرگ و محترم
- عاجز
- درمانده، ناتوان در فهمیدن
- کز چه
- که از چه، که برای چه
- چو مو
- مانند مو، بسیار باریک و لاغر
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.