पढ़िए› दफ़्तर 5› उस दासी की कहानी जिसने मालकिन के गधे से अपनी कामुकता शांत की, और उसे बकरी और भालू की तरह इंसानों वाली कामुकता करना सिखाया था। और उसने गधे के लिंग में एक कद्दू डाल दिया था ताकि वह हद से न बढ़ जाए। मालकिन को इस बात का पता चला, लेकिन उसने कद्दू की सूक्ष्मता को नहीं देखा। उसने दासी को बहाने से दूर भेज दिया, और कद्दू के बिना गधे से संबंध बनाया, और शर्मनाक तरीके से मर गई। दासी देर शाम वापस आई और विलाप करने लगी कि 'हे मेरी जान, हे मेरी आँखों की रौशनी! तुमने लिंग देखा, कद्दू नहीं देखा। तुमने पुरुषत्व देखा, वह दूसरा नहीं देखा।' 'कुल नाकिस मलून' का अर्थ है, 'हर अपूर्ण दृष्टि और समझ शापित है।' अन्यथा, बाहरी रूप से अपूर्ण शरीर शापित नहीं हैं, बल्कि 'उन पर कोई दोष नहीं है' के दायरे में हैं – दोष, शाप, फटकार और क्रोध का निषेध किया गया है।› शेर 1352
M5:1352 — در کف او نرمه جاروبی که من / خانه را میروفتم بهر عطن
M5:1352
अर्थ · به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI
کنیزک برای پنهان کردن کار خود، با جاروی کوچکی در دست تظاهر میکرد که مشغول نظافت جایگاه الاغ بوده است.
این بیت بخشی از صحنهسازی کنیزک برای پنهان کردن رابطهاش با الاغ است. او که با دق الباب خاتون غافلگیر شده، پیش از گشودن در، تمام اسباب کارش را پنهان میکند و با چهرهای درهم و ظاهری روزهدار به استقبال او میرود. جاروی کوچکی که در دست دارد، جزئی از این نمایش است. او با این کار میخواهد به خاتون بقبولاند که دلیل حضورش در آنجا، صرفاً تمیز کردن طويله (عطن) بوده است.
این بیت، زیرکی و سرعت عمل کنیزک در ساختن یک داستان ظاهری را نشان میدهد. او نه تنها با حالت چهره، بلکه با به دست گرفتن یک ابزار بیربط (جارو)، سعی در انحراف ذهن خاتون از حقیقت ماجرا دارد. این تظاهر به کار و نظافت، پوششی است بر شهوترانی پنهانی او. در نگاهی عمیقتر، این «جارو» نماد اعمال ظاهری و توجیهاتی است که انسان برای پوشاندن نیتهای باطنی و امیال نفسانی خود به کار میبرد.
- عطن
- جای خوابیدن شتران و گوسفندان، طويله، جایگاه حیوانات
- نرمه جاروب
- جاروی کوچک و نرم، خاکانداز
- کف
- کف دست
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.