दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1017 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G1017 · 12 शेर
غزل شمارهٔ ۱۰۱۷
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G1017:1 آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگربرریز جامی بر سرش ای ساقی همچون شکر
- G1017:2 یا می دهش از بلبله یا خود به راهش کن هلهزیرا میان گلرخان خوش نیست عفریت ای پسر
- G1017:3 درده می پیغامبری تا خر نماند در خریخر را بروید در زمان از باده عیسی دو پر
- G1017:4 در مجلس مستان دل هشیار اگر آید مهلدانی که مستان را بود در حال مستی خیر و شر
- G1017:5 ای پاسبان بر در نشین در مجلس ما ره مدهجز عاشقی آتش دلی کآید از او بوی جگر
- G1017:6 گر دست خواهی پا دهد ور پای خواهی سر نهدور بیل خواهی عاریت بر جای بیل آرد تبر
- G1017:7 تا در شراب آغشتهام بیشرم و بیدل گشتهاماسپر سلامت نیستم در پیش تیغم چون سپر
- G1017:8 خواهم یکی گویندهای آب حیاتی زندهایکآتش به خواب اندرزند وین پرده گوید تا سحر
- G1017:9 اندر تن من گر رگی هشیار یابی بردرشچون شیرگیر حق نشد او را در این ره سگ شمر
- G1017:10 قومی خراب و مست و خوش قومی غلام پنج و ششآنها جدا وینها جدا آنها دگر وینها دگر
- G1017:11 ز اندازه بیرون خوردهام کاندازه را گم کردهامشدوا یدی شدوا فمی هذا حفاظ ذی السکر
- G1017:12 هین نیش ما را نوش کن افغان ما را گوش کنما را چو خود بیهوش کن بیهوش سوی ما نگر
ganjoor: sh1017 · public domain