दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1090 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G1090 · 16 शेर
غزل شمارهٔ ۱۰۹۰
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G1090:1 صنما این چه گمانست فرودست حقیرتا بدین حد مکن و جان مرا خوار مگیر
- G1090:2 کوه را که کند اندر نظر مرد قضاکاه را کوه کند ذاک علی الله یسیر
- G1090:3 خنک آن چشم که گوهر ز خسی بشناسدخنک آن قافلهای که بودش دوست خفیر
- G1090:4 حاکمی هر چه تو نامم بنهی خشنودمجان پاک تو که جان از تو شکورست و شکیر
- G1090:5 ماه را گر تو حبش نام نهی سجده کندسرو را چنبر خوانی نکند هیچ نفیر
- G1090:6 زانک دشنام تو بهتر ز ثناهای جهانز کجا بانگ سگان و ز کجا شیر زئیر
- G1090:7 ای که بطال تو بهتر ز همه مشتغلانجز تو جمله همه لا است از آنیم فقیر
- G1090:8 تاج زرین بده و سیلی آن یار بخرور کسی نشنود این را انما انت نذیر
- G1090:9 بر قفای تو چو باشد اثر سیلی دوستبوسهها یابد رویت ز نگاران ضمیر
- G1090:10 مرد دنیا عدمی را حشمی پنداردعمر در کار عدم کی کند ای دوست بصیر
- G1090:11 رفت مردی به طبیبی به کله درد شکمگفت او را تو چه خوردی که برسته است زحیر
- G1090:12 بیشتر رنج که آید همه از فعل گلوستگفت من سوخته نان خورده ام از پست فطیر
- G1090:13 گفت سنقر برو آن کحل عزیزی به من آرگفت درد شکم و کحل خه ای شیخ کبیر
- G1090:14 گفت تا چشم تو مر سوخته را بشناسدتا ننوشی تو دگر سوخته ای نیم ضریر
- G1090:15 نیست را هست گمان بردهای از ظلمت چشمچشمت از خاک در شاه شود خوب و منیر
- G1090:16 هله ای شارح دلها تو بگو شرح غزلمن اگر شرح کنم نیز برنجد دل میر
ganjoor: sh1090 · public domain