दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1137 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · G1137 · 11 शेर

غزل شمارهٔ ۱۱۳۷

किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।

  1. G1137:1 شده‌ست نور محمد هزار شاخ هزارگرفته هر دو جهان از کنار تا به کنار
  2. G1137:2 اگر حجاب بدرد محمد از یک شاخهزار راهب و قسیس بردرد زنار
  3. G1137:3 تو را اگر سر ِکارست، روزگار مَبَرشکار شو نفسی و دمی بگیر شکار
  4. G1137:4 تو را سعادت بادا که ما ز دست شدیمز دست رفتن این بار نیست چون هر بار
  5. G1137:5 پریر یار مرا گفت کاین جهان بلاستبگفتمش که ولیکن نه چون تو بی‌زنهار
  6. G1137:6 جواب داد تو باری چرا زنی تشنیع‌‌؟که پات خار ندید و سرت نیافت خمار
  7. G1137:7 بگفتمش که بلی لیک هم مگیر مرانیاحتی که کنم وفق نوحه اغیار
  8. G1137:8 چو میرخوان توام ترش بنهم و شیرینکه هر کسی بخورد بای خود ز خوان کبار
  9. G1137:9 به سوزنی که دهان‌ها بدوخت در رمضانبیا بدوز دهانم که سیرم از گفتار
  10. G1137:10 ولی چو جمله دهانم، کدام را دوزی‌‌؟نیم چو سوزن کو را بود یکی سوفار
  11. G1137:11 خیار امت محتاج شمس تبریزندشکافت خربزه زین غم چه جای خیر و خیار

ganjoor: sh1137 · public domain