दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1288 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G1288 · 14 शेर
غزل شمارهٔ ۱۲۸۸
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G1288:1 چو رو نمود به منصور وصل دلدارشروا بود که رساند به اصل دل دارش
- G1288:2 من از قباش ربودم یکی کلهواریبسوخت عقل و سر و پایم از کلهوارش
- G1288:3 شکستم از سر دیوار باغ او خاریچه خارخار و طلب در دلست از آن خارش
- G1288:4 چو شیرگیر شد این دل یکی سحر ز میشسزد که زخم کشد از فراق سگسارش
- G1288:5 اگر چه کره گردون حرون و تند نمودبه دست عشق وی آمد شکال و افسارش
- G1288:6 اگر چه صاحب صدرست عقل و بس دانابه جام عشق گرو شد ردا و دستارش
- G1288:7 بسا دلا که به زنهار آمد از عشقشکشان کشان بکشیدش نداد زنهارش
- G1288:8 به روز سرد یکی پوستین بد اندر جوبه عور گفتم درجه به جو برون آرش
- G1288:9 نه پوستین بود آن خرس بود اندر جوفتاده بود همیبرد آب جوبارش
- G1288:10 درآمد او به طمع تا به پوست خرس رسیدبه دست خرس بکرد آن طمع گرفتارش
- G1288:11 بگفتمش که رها کن تو پوستین بازآچه دور و دیر بماندی به رنج و پیکارش
- G1288:12 بگفت رو که مرا پوستین چنان بگرفتکه نیست امید رهایی ز چنگ جبارش
- G1288:13 هزار غوطه مرا میدهد به هر ساعتخلاص نیست از آن چنگ عاشق افشارش
- G1288:14 خمش بس است حکایت اشارتی بس کنچه حاجتست بر عقل طول طومارش
ganjoor: sh1288 · public domain