दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1436 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G1436 · 10 शेर
غزل شمارهٔ ۱۴۳۶
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G1436:1 تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمیدانموزین سرگشته مجنون چه می خواهی نمیدانم
- G1436:2 در این درگاه بیچونی همه لطف است و موزونیچه صحرایی چه خضرایی چه درگاهی نمیدانم
- G1436:3 به خرمنگاه گردونی که راه کهکشان داردچو ترکان گرد تو اختر چه خرگاهی نمیدانم
- G1436:4 ز رویت جان ما گلشن بنفشه و نرگس و سوسنز ماهت ماه ما روشن چه همراهی نمیدانم
- G1436:5 زهی دریای بیساحل پر از ماهی درون دلچنین دریا ندیدستم چنین ماهی نمیدانم
- G1436:6 شهی خلق افسانه محقر همچو شه دانهبجز آن شاه باقی را شهنشاهی نمیدانم
- G1436:7 زهی خورشید بیپایان که ذراتت سخن گویانتو نور ذات اللهی تو اللهی نمیدانم
- G1436:8 هزاران جان یعقوبی همیسوزد از این خوبیچرا ای یوسف خوبان در این چاهی نمیدانم
- G1436:9 خمش کن کز سخن چینی همیشه غرق تلوینیدمی هویی دمیهایی دمی آهی نمیدانم
- G1436:10 خمش کردم که سرمستم از آن افسون که خوردستمکه بیخویشی و مستی را ز آگاهی نمیدانم
ganjoor: sh1436 · public domain