दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 1688 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · G1688 · 8 शेर

غزل شمارهٔ ۱۶۸۸

किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।

  1. G1688:1 رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادمدر بیخودی مطلق با خود چه نیک شادم
  2. G1688:2 چشمم بدوخت دلبر تا غیر او نبینمتا چشم‌ها به ناگه در روی او گشادم
  3. G1688:3 با من به جنگ شد جان گفتا مرا مرنجانگفتم طلاق بستان گفتا بده بدادم
  4. G1688:4 مادر چو داغ عشقت می دید در رخ مننافم بر آن برید او آن دم که من بزادم
  5. G1688:5 گر بر فلک روانم ور لوح غیب خوانمای تو صلاح جانم بی‌تو چه در فسادم
  6. G1688:6 ای پرده برفکنده تا مرده گشته زندهوز نور رویت آمد عهد الست یادم
  7. G1688:7 از عشق شاه پریان چون یاوه گشتم ای جاناز خویش و خلق پنهان گویی پری نژادم
  8. G1688:8 تبریز شمس دین را گفتم تنا کی باشیتن گفت خاک و جان گفت سرگشته همچو بادم

ganjoor: sh1688 · public domain