दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1841 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G1841 · 9 शेर
غزل شمارهٔ ۱۸۴۱
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G1841:1 تا چه خیال بستهای ای بت بدگمان منتا چو خیال گشتهام ای قمر چو جان من
- G1841:2 از پس مرگ من اگر دیده شود خیال توزود روان روان شود در پی تو روان من
- G1841:3 بندهام آن جمال را تا چه کنم کمال رابس بودم کمال تو آن تو است آن من
- G1841:4 جانب خویش نگذرم در رخ خویش ننگرمزانک به عیب ننگرد دیده غیب دان من
- G1841:5 چشم مرا نگارگر ساخت به سوی آن قمرتا جز ماه ننگرد زهره آسمان من
- G1841:6 چون نگرم به غیر تو ای به دو دیده سیر توخاصه که در دو دیده شد نور تو پاسبان من
- G1841:7 من چو که بینشان شدم چون قمر جهان شدمدیده بود مگر کسی در رخ تو نشان من
- G1841:8 شاد شده زمانها از عجب زمانهایصاف شده مکانها زان مه بیمکان من
- G1841:9 از تبریز شمس دین تا که فشاند آستینخشک نشد ز اشک و خون یک نفس آستان من
ganjoor: sh1841 · public domain