दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 1897 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G1897 · 10 शेर
غزل شمارهٔ ۱۸۹۷
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G1897:1 در این دم همدمی آمد خمش کنکه او ناگفته می داند خمش کن
- G1897:2 ز جام باده خاموش گویاتو را بیخویش بنشاند خمش کن
- G1897:3 مزن تشنیع بر سلطان عشقشکه او کس را نرنجاند خمش کن
- G1897:4 اگر در آینه دم را بگیریتو را از گفت برهاند خمش کن
- G1897:5 ز گردشهای تو می داند آن کسکه گردون را بگرداند خمش کن
- G1897:6 هر اندیشه که در دل دفن کردییکایک بر تو برخواند خمش کن
- G1897:7 ز هر اندیشه مرغی آفرینددر آن عالم بپراند خمش کن
- G1897:8 یکی جغد و یکی باز و یکی زاغکه یک یک را نمیماند خمش کن
- G1897:9 گر آن مه را نمیبینی ببینیچو چشمت را بپیچاند خمش کن
- G1897:10 از این عالم و زان عالم مگو زانکبه یک رنگیت می راند خمش کن
ganjoor: sh1897 · public domain