दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2186 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G2186 · 17 शेर
غزل شمارهٔ ۲۱۸۶
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G2186:1 خداوندا چو تو صاحب قران کوبرابر با مکان تو مکان کو
- G2186:2 زمان محتاج و مسکین تو باشدتو را حاجت به دوران و زمان کو
- G2186:3 کسی کو گفت دیدم شمس دین راسؤالش کن که راه آسمان کو
- G2186:4 در آن دریا مرو بیامر دریانمیترسی برای تو ضمان کو
- G2186:5 مگر بیقصد افتی کو کریم استخطاکن را ز عفو او غمان کو
- G2186:6 چو سجده کرد آیینه مر او رابر آن آیینه زنگار گمان کو
- G2186:7 همو تیر است همو اسپر همو قوسچه گفتم آن طرف تیر و کمان کو
- G2186:8 هر آن جسمی که از لطفش نظر یافتنظیرش در ولایتهای جان کو
- G2186:9 بجز از روی عجز و فقر و تسلیمببرده سر از او از انس و جان کو
- G2186:10 ز غیرت حق شد حارس و گر نیمر او را از کی بیم است پاسبان کو
- G2186:11 به پیشانیّ ِ جانها داغ مهرشکسی بیداغ مهرش در قران کو
- G2186:12 به نوبتگاه او بین صف کشیدهبه خدمت گر همیجویی مهان کو
- G2186:13 نباشد خنده جز از زعفرانشبجز از عشق رویش شادمان کو
- G2186:14 بجز از هجر آن مخدوم جانیدل و جان را به عالم اندهان کو
- G2186:15 خداوند شمس دین از بهر اللهکه لایق در ثنای او دهان کو
- G2186:16 زبان و جان من با وصل او رفتبه شرح خاک تبریزم زبان کو
- G2186:17 همه کان هست محتاج خریداربدان حد بینیازی هیچ کان کو
ganjoor: sh2186 · public domain