दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2217 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G2217 · 9 शेर
غزل شمارهٔ ۲۲۱۷
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G2217:1 چهرهٔ زرد مرا بین و مرا هیچ مگودردِ بیحد بنگر، بهر خدا هیچ مگو
- G2217:2 دلِ پرخون بنگر، چشمِ چو جیحون بنگرهر چه بینی بگذر، چون و چرا هیچ مگو
- G2217:3 دیٖ خیال تو بیامد به در خانهٔ دلدر بزد گفت: «بیا، در بگشا، هیچ مگو»
- G2217:4 دست خود را بگزیدم که فِغان از غم توگفت: «من آن توام، دست مخا، هیچ مگو
- G2217:5 تو چو سُرنای منی، بیلب من ناله مکنتا چو چنگت ننوازم، ز نوا هیچ مگو»
- G2217:6 گفتم: «این جان مرا، گرد جهان چند کشی؟»گفت: «هر جا که کشم زود بیا، هیچ مگو»
- G2217:7 گفتم: «ار هیچ نگویم تو روا میداری؟آتشی گردی و گویی که درآ، هیچ مگو؟»
- G2217:8 همچو گل خنده زد و گفت: «درآ تا بینیهمه آتش سمن و برگ و گیا، هیچ مگو»
- G2217:9 همه آتش گل گویا شد و با ما میگفت:«جز ز لطف و کرم دلبر ما هیچ مگو»
ganjoor: sh2217 · public domain