दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 2830 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G2830 · 16 शेर
غزل شمارهٔ ۲۸۳۰
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G2830:1 هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانیکه ببرد رخت ما را همه دزد شب نهانی
- G2830:2 بزن آب سرد بر رو بجه و بکن علالاکه ز خوابناکی تو همه سود شد زیانی
- G2830:3 که چراغ دزد باشد شب و خواب پاسبانانبه دمی چراغشان را ز چه رو نمینشانی
- G2830:4 بگذار کاهلی را چو ستاره شبروی کنز زمینیان چه ترسی که سوار آسمانی
- G2830:5 دو سه عوعو سگانه نزند ره سوارانچه برد ز شیر شرزه سگ و گاو کاهدانی
- G2830:6 سگ خشم و گاو شهوت چه زنند پیش شیریکه به بیشهٔ حقایق بدرد صف عیانی
- G2830:7 نه دو قطره آب بودی که سفینهای و نوحیبه میان موج طوفان چپ و راست میدوانی
- G2830:8 چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی
- G2830:9 چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشدسفر درشت گردد چو بهشت جاودانی
- G2830:10 تو مگو که ارمغانی چه برم پی نشانیکه بس است مهر و مه را رخ خویش ارمغانی
- G2830:11 تو اگر روی و گر نی بدود سعادت توهمه کار برگزارد به سکون و مهربانی
- G2830:12 چو غلام توست دولت کندت هزار خدمتکه ندارد از تو چاره وگرش ز در برانی
- G2830:13 تو بخسپ خوش که بختت ز برای تو نخسپدتو بگیر سنگ در کف که شود عقیق کانی
- G2830:14 به فلک برآ چو عیسی ارنی بگو چو موسیکه خدا تو را نگوید که خموش لن ترانی
- G2830:15 خمش ای دل و چه چاره سر خم اگر بگیریدل خنب برشکافد چو بجوشد این معانی
- G2830:16 دو هزار بار هر دم تو بخوانی این غزل رااگر آن سوی حقایق سَیَران او بدانی
ganjoor: sh2830 · public domain