दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 2868 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · G2868 · 15 शेर

غزل شمارهٔ ۲۸۶۸

किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।

  1. G2868:1 در دلت چیست عجب که چو شکر می‌خندیدوش شب با کی بدی که چو سحر می‌خندی
  2. G2868:2 ای بهاری که جهان از دم تو خندان استدر سمن زار شکفتی چو شجر می‌خندی
  3. G2868:3 آتشی از رخ خود در بت و بتخانه زدیو اندر آتش بنشستی و چو زر می‌خندی
  4. G2868:4 مست و خندان ز خرابات خدا می‌آییبر شر و خیر جهان همچو شرر می‌خندی
  5. G2868:5 همچو گل ناف تو بر خنده بریده‌ست خدالیک امروز مها نوع دگر می‌خندی
  6. G2868:6 باغ با جمله درختان ز خزان خشک شدندز چه باغی تو که همچون گل‌تر می‌خندی
  7. G2868:7 تو چو ماهی و عدو سوی تو گر تیر کشدچو مه از چرخ بر آن تیر و سپر می‌خندی
  8. G2868:8 بوی مشکی تو که بر خنگ هوا می‌تازیآفتابی تو که بر قرص قمر می‌خندی
  9. G2868:9 تو یقینی و عیان بر ظن و تقلید بخندنظری جمله و بر نقل و خبر می‌خندی
  10. G2868:10 در حضور ابدی شاهد و مشهود تویبر ره و ره رو و بر کوچ و سفر می‌خندی
  11. G2868:11 از میان عدم و محو برآوردی سربر سر و افسر و بر تاج و کمر می‌خندی
  12. G2868:12 چون سگ گرسنه هر خلق دهان بگشاده‌ستتوی آن شیر که بر جوع بقر می‌خندی
  13. G2868:13 آهوان را ز دمت خون جگر مشک شده‌سترحمت است آنک تو بر خون جگر می‌خندی
  14. G2868:14 آهوان را به گه صید به گردون گیریای که بر دام و دم شعبده گر می‌خندی
  15. G2868:15 دو سه بیتی که بمانده‌ست بگو مستانهای که تو بر دل بی‌زیر و زبر می‌خندی

ganjoor: sh2868 · public domain