दीवान-ए-शम्स› ग़ज़ल 438 ← पिछला · अगला →
दीवान-ए-शम्स · G438 · 9 शेर
غزل شمارهٔ ۴۳۸
किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।
- G438:1 هر دم سلامْ آرد کاین نامه از فلانستگویی سلام و کاغذ در شهر ما گرانست
- G438:2 زین مرگ هیچ کوسه ارزان نبرد بوسهبینی دراز کردن آیین نرخرانست
- G438:3 هر جا که سیمبر بد میدانک سیم بِربُدجان و جهان مگویش کان جان ز تو جهانست
- G438:4 بتراش زر به ناخن از کان و چارهای کنپنهان مدار زر را بیزر صنم نهانست
- G438:5 گر حلقه زر نبودی در گوش او نرفتیدر گوش حلقهٔ زر بر طمع او نشانست
- G438:6 ور زانک نازنینی بیسیم و زر ببینیچونک عنایت آمد اقبال رایگانست
- G438:7 این یار زر نگیرد جانی بیار زرینزیرا که زر مرده آن سوی ناروانست
- G438:8 سنگیست سرخ گشته صد تخم فتنه کشتهمغرور زر پخته خام است و قلتبانست
- G438:9 خامش سخن چه باید آن جا که عشق آیدکمتر ز زر نباشی معشوق بیزبانست
ganjoor: sh438 · public domain