दीवान-ए-शम्स ग़ज़ल 757 ← पिछला · अगला →

दीवान-ए-शम्स · G757 · 19 शेर

غزل شمارهٔ ۷۵۷

किसी भी शेर को उसके अपने पृष्ठ के लिए खोलें — अर्थ, व्याख्या, कठिन शब्द।

  1. G757:1 وصف آن مخدوم می‌کن گرچه می‌رنجد حسودکاین حسودی کم نخواهد گشت از چرخ کبود
  2. G757:2 گرچه خود نیکو نیاید وصف می از هوشیارچون پی مست از خمار غمزه مستش چه سود
  3. G757:3 مست آن می گر نه‌ای می دو پی دستار و دلچونک دستار و دلت را غمزه‌های او ربود
  4. G757:4 گر دو صد هستیت باشد در وجودش نیست شوزانک شاید نیست گشتن از برای آن وجود
  5. G757:5 نیم شب برخاستم دل را ندیدم پیش اوگرد خانه جستم این دل را که او را خود چه بود
  6. G757:6 چون بجستم خانه خانه یافتم بیچاره رادر یکی کنجی به ناله کی خدا اندر سجود
  7. G757:7 گوش بنهادم که تا خود التماس وصل کیستدیدمش کاندر پی زاری زبان را برگشود
  8. G757:8 کای نهان و آشکارا آشکارا پیش تواین نهانم آتش است و آشکارم آه و دود
  9. G757:9 از برای آنک خوبان را نجویی در شکستصد هزاران جوی‌ها در جوی خوبی درفزود
  10. G757:10 می‌شمرد از شه نشان‌ها لیک نامش می‌نگفتدر درون ظلمت شب اندر آن گفت و شنود
  11. G757:11 آنگهان زیر زبان می‌گفت یارم نام اومی‌نگویم گرچه نامش هست خوش بوتر ز عود
  12. G757:12 زانک در وهم من آید دزدگوشی از بشرکو در این شب گوش می‌دارد حدیثم ای ودود
  13. G757:13 سخت می‌آید مرا نام خوشش پیش کسیکو به عزت نشنود آن نام او را از جحود
  14. G757:14 ور به عزت بشنود غیرت بسوزد مر مرااندر این عاجز شدست او بی‌طریق و بی‌ورود
  15. G757:15 بانگ کردش هاتفی تو نام آن کس یاد کنغم مخور از هیچ کس در ذکر نامش ای عنود
  16. G757:16 زانک نامش هست مفتاح مراد جان توزود نام او بگو تا در گشاید زود زود
  17. G757:17 دل نمی‌یارست نامش گفتن و در بسته ماندتا سحرگه روز شد خورشید ناگه رو نمود
  18. G757:18 با هزاران لابه‌هاتف همین تبریز گفتگشت بی‌هوش و فتاد این دل شکستن تار و پود
  19. G757:19 چون شدم بی‌هوش آنگه نقش شد بر روی اونام آن مخدوم شمس الدین در آن دریای جود

ganjoor: sh757 · public domain