पढ़िए›
दफ़्तर 5›
अनुभाग 106
0/21
-
M5:2514
روبه اندر حیله پای خود فشردریش خر بگرفت و آن خر را ببرد
-
M5:2515
مطرب آن خانقه کو تا که تفتدف زند که خر برفت و خر برفت
-
M5:2516
چونک خرگوشی برد شیری به چاهچون نیارد روبهی خر تا گیاه
-
M5:2517
گوش را بر بند و افسونها مخورجز فسون آن ولی دادگر
-
M5:2518
آن فسون خوشتر از حلوای اوآنک صد حلواست خاک پای او
-
M5:2519
خنبهای خسروانی پر ز میمایه برده از می لبهای وی
-
M5:2520
عاشق می باشد آن جان بعیدکو می لبهای لعلش را ندید
-
M5:2521
آب شیرین چون نبیند مرغ کورچون نگردد گرد چشمهٔ آب شور
-
M5:2522
موسی جان سینه را سینا کندطوطیان کور را بینا کند
-
M5:2523
خسرو شیرین جان نوبت زدستلاجرم در شهر قند ارزان شدست
-
M5:2524
یوسفان غیب لشکر میکشندتنگهای قند و شکر میکشند
-
M5:2525
اشتران مصر را رو سوی مابشنوید ای طوطیان بانگ درا
-
M5:2526
شهر ما فردا پر از شکر شودشکر ارزانست ارزانتر شود
-
M5:2527
در شکر غلطید ای حلواییانهمچو طوطی کوری صفراییان
-
M5:2528
نیشکر کوبید کار اینست و بسجان بر افشانید یار اینست و بس
-
M5:2529
نقل بر نقلست و می بر می هلابر مناره رو بزن بانگ صلا
-
M5:2530
سرکهٔ نه ساله شیرین میشودسنگ و مرمر لعل و زرین میشود
-
M5:2531
آفتاب اندر فلک دستکزنانذرهها چون عاشقان بازیکنان
-
M5:2532
چشمها مخمور شد از سبزهزارگل شکوفه میکند بر شاخسار
-
M5:2533
چشم دولت سحر مطلق میکندروح شد منصور انا الحق میزند
-
M5:2534
گر خری را میبرد روبه ز سرگو ببر تو خر مباش و غم مخور