Oxu› Dəftər 2› İblisin Müaviyəyə yenidən cavab verməsi› Beyt 2698
M2:2698 — خشک گوید باغبان را کای فتی / مر مرا چه میبری سر بی خطا
M2:2698
Məna · به زبانِ تو — Sənin dilin · AI
این بیت، زبان حال درختی خشک و بیثمر است که به باغبان اعتراض میکند و میپرسد چرا با وجود بیگناهی، قصد قطع کردن او را دارد.
این بیت بخشی از تمثیل شیطان در گفتگو با معاویه است. شیطان خود را به باغبانی تشبیه میکند که درختان میوهدار را پرورش میدهد و درختان خشک و بیثمر را قطع میکند. در اینجا، درخت خشک نماد انسانی است با ذات و استعدادی خراب که قابلیت رشد معنوی و به بار نشستن را ندارد.
نکتهٔ اصلی در اعتراض این درخت، مفهوم «بیخطایی» است. از دیدگاه ظاهری و قانونی، شاید این درخت جرمی مرتکب نشده باشد؛ کج نیست و شاخههایش را به ملک همسایه دراز نکرده است. اما از دیدگاه باغبان (که نمایندهٔ یک منطق معنوی و وجودی است)، بزرگترین خطا و جرم این درخت، همان «خشک بودن» اوست. یعنی ناتوانی ذاتیاش در جذب آب حیات و به ثمر رساندن استعداد بالقوهاش. مولانا در ابیات بعدی پاسخ باغبان را میآورد که: «بس نباشد خشکی تو جرم تو؟»
بنابراین، این بیت پرسشی را مطرح میکند که در ادامه پاسخ داده میشود: گناه همیشه یک «فعل» یا عمل اشتباه نیست؛ گاهی خودِ «بودن» در یک وضعیت ناقص و بیثمر، بزرگترین خطاست. این تمثیل به بحث جبر و اختیار و تأثیر ذات اولیهٔ انسانها در سرنوشت معنویشان اشاره دارد.
- فتی
- جوانمرد، بزرگوار، سخی
- مر مرا
- حرف تأکید «مر» + «مرا» (من را). در فارسی امروز کاربرد ندارد.
- چه میبری سر
- چرا سرم را میبُری؟ چرا مرا قطع میکنی؟
- بی خطا
- بدون گناه، بیآنکه اشتباهی کرده باشم
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.