Oxu› Dəftər 3› Allah deməyin Haqqın ləbbeyk deməsinin özü olduğunun izahı› Beyt 213
M3:213 — زین کمین، بی صبر و حزمی کس نرَست / حزم را خود صبر آمد پا و دست
M3:213
Məna · به زبانِ تو — Sənin dilin · AI
برای رهایی از کمینگاههای دنیا و نفس، شکیبایی و دوراندیشی هر دو ضروری هستند و دوراندیشی بدون صبر، ابزاری برای عمل ندارد و فلج است.
مولانا در این بخش از مثنوی، بر اهمیت جهاد با نفس و صبر در راه معنوی تأکید میکند. او دنیا و وسوسههای آن را به «کمینگاهی» تشبیه میکند که سالک را تهدید میکند و رهایی از آن تنها با دو بال ممکن است: صبر (شکیبایی و استقامت) و حزم (احتیاط، هوشیاری و دوراندیشی).
مصراع اول یک قانون کلی را بیان میکند: هیچکس هرگز بدون این دو سلاح از دامهای راه رهایی نیافته است. اما مصراع دوم رابطۀ این دو را به زیبایی روشن میکند. «حزم» یا همان قدرت تشخیص و پرهیز از خطر، به خودی خود کافی نیست. این «صبر» است که به دوراندیشی، توانِ حرکت و اجرا میبخشد. همانطور که انسان بدون دست و پا نمیتواند کاری انجام دهد یا از خطری بگریزد، دوراندیشی نیز بدون صبر، یک فکر فلج و بیاثر است. سالک ممکن است خطر را تشخیص دهد (حزم)، اما اگر صبر و استقامت برای مقاومت در برابر وسوسه یا تحمل سختیِ راه را نداشته باشد، آن تشخیص به هیچ کارش نخواهد آمد و در نهایت در کمینگاه گرفتار خواهد شد.
- کمین
- کمینگاه، جای پنهان شدن برای غافلگیر کردن دشمن
- حزم
- دوراندیشی، احتیاط، هوشیاری
- نرَست
- نجات نیافت، رها نشد
- خود
- در اینجا به معنی «در واقع»، «به راستی»
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.