Divani-Şəms Qəzəl 1117 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · G1117 · 15 beyt

غزل شمارهٔ ۱۱۱۷

Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.

  1. G1117:1 دل ناظر جمال تو آن گاه انتظارجان مست گلستان تو آن گاه خار خار
  2. G1117:2 هر دم ز پرتو نظر او به سوی دلحوریست بر یمین و نگاریست بر یسار
  3. G1117:3 هر صبحدم که دام شب و روز بردریماز دوست بوسه‌ای و ز ما سجده صد هزار
  4. G1117:4 امسال حلقه ایست ز سودای عاشقانگر نیست بازگشت در این عشق عمر پار
  5. G1117:5 بنواز چنگ عشق تو به نغمات لم یزلکز چنگ‌های عشق تو جانست تار تار
  6. G1117:6 اندر هوای عشق تو از تابش حیاتبگرفته بیخ‌های درخت و دهد ثمار
  7. G1117:7 غوطی بخورد جان به تک بحر و شد گهراین بحر و این گهر ز پی لعل توست زار
  8. G1117:8 از نغمه‌های طوطی شکرستان توستدر رقص شاخ بید و دو دستک زنان چنار
  9. G1117:9 از بعد ماجرای صفا صوفیان عشقگیرند یک دگر را چون مستیان کنار
  10. G1117:10 مستانه جان برون جهد از وحدت الستچون سیل سوی بحر نه آرام و نه قرار
  11. G1117:11 جزوی چو تیر جسته ز قبضه کمان کلاو را نشانه نیست به جز کل و نی گذار
  12. G1117:12 جانیست خوش برون شده از صد هزار پوستدر چاربالش ابد او راست کار و بار
  13. G1117:13 جان‌های صادقان همه در وی زنند چنگتا بانوا شوند از آن جان نامدار
  14. G1117:14 جان‌ها گرفته دامنش از عشق و او چو قطببگرفته دامن ازل محض مردوار
  15. G1117:15 تبریز رو دلا و ز شمس حق این بپرستا بر براق سر معانی شوی سوار

ganjoor: sh1117 · public domain