Divani-Şəms› Qəzəl 1337 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · G1337 · 13 beyt
غزل شمارهٔ ۱۳۳۷
Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.
- G1337:1 الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخلنبشته گرد روی خود صلا نعم الادام الخل
- G1337:2 دو سه گام ار ز حرص و کین به حلم آیی عسل جوشیکه عالمها کنی شیرین نمیآیی زهی کاهل
- G1337:3 غلط دیدم غلط گفتم همیشه با غلط جفتمکه گر من دیدمی رویت نماندی چشم من احول
- G1337:4 دلا خود را در آیینه چو کژ بینی هرآیینهتو کژ باشی نه آیینه تو خود را راست کن اول
- G1337:5 یکی میرفت در چاهی چو در چه دید او ماهیمه از گردون ندا کردش من این سویم تو لاتعجل
- G1337:6 مجو مه را در این پستی که نبود در عدم هستینروید نیشکر هرگز چو کارد آدمی حنظل
- G1337:7 خوشی در نفی تست ای جان تو در اثبات میجوییاز آن جا جو که میآید نگردد مشکل این جا حل
- G1337:8 تو آن بطی کز اشتابی ستاره جست در آبیتو آنی کز برای پا همیزد او رگ اکحل
- G1337:9 در این پایان در این ساران چو گم گشتند هشیارانچه سازم من که من در ره چنان مستم که لاتسأل
- G1337:10 خدایا دست مست خود بگیر ار نی در این مقصدز مستی آن کند با خود که در مستی کند منبل
- G1337:11 گرم زیر و زبر کردی به خود نزدیکتر کردیکه صحت آید از دردی چو افشرده شود دنبل
- G1337:12 ز بعد این می و مستی چو کار من تو کردهستیتوکل کردهام بر تو صلا ای کاهلان تنبل
- G1337:13 توی ای شمس تبریزی نه زین مشرق نه زین مغربنه آن شمسی که هر باری کسوف آید شود مختل
ganjoor: sh1337 · public domain