Divani-Şəms› Qəzəl 1355 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · G1355 · 8 beyt
غزل شمارهٔ ۱۳۵۵
Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.
- G1355:1 دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصالبرآ به چرخ حقایق دگر مگو ز خیال
- G1355:2 ستارهها بنگر از ورای ظلمت و نورچو ذره رقص کنان در شعاع نور جلال
- G1355:3 اگر چه ذره در آن آفتاب درنرسدولی ز تاب شعاعش شوند نور خصال
- G1355:4 هر آن دلی که به خدمت خمید چون ابروگشاد از نظرش صد هزار چشم کمال
- G1355:5 دهان ببند ز حال دلم که با لب دوستخدای داند کو را چه واقعهست و چه حال
- G1355:6 مکن اشارت سوی دلم که دل آن نیستمپر به سوی همایان شه بدان پر و بال
- G1355:7 جراحت همه را از نمک بود فریادمرا فراق نمکهاش شد وبال وبال
- G1355:8 چو ملک گشت وصالت ز شمس تبریزینماند حیله حال و نه التفات به قال
ganjoor: sh1355 · public domain