Divani-Şəms› Qəzəl 1496 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · G1496 · 10 beyt
غزل شمارهٔ ۱۴۹۶
Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.
- G1496:1 چه دیدم خواب شب کامروز مستمچو مجنونان ز بند عقل جستم
- G1496:2 به بیداری مگر من خواب بینمکه خوابم نیست تا این درد هستم
- G1496:3 مگر من صورت عشق حقیقیبدیدم خواب کو را می پرستم
- G1496:4 بیا ای عشق کاندر تن چو جانیبه اقبالت ز حبس تن برستم
- G1496:5 مرا گفتی بدر پرده دریدممرا گفتی قدح بشکن شکستم
- G1496:6 مرا گفتی ببر از جمله یارانبکندم از همه دل در تو بستم
- G1496:7 مرا دل خسته کردی جرمم این بودکه از مژگان خیالت را بجستم
- G1496:8 ببر جان مرا تا در پناهتدو دستک می زنم کز جان بسستم
- G1496:9 چه عالمهاست در هر تار مویتبیفشان زلف کز عالم گسستم
- G1496:10 که در هفتم زمین با تو بلندمکه در هفتم فلک بیروت پستم
ganjoor: sh1496 · public domain