Divani-Şəms Qəzəl 1788 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · G1788 · 15 beyt

غزل شمارهٔ ۱۷۸۸

Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.

  1. G1788:1 تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنوننک کش کشانت می برند انا الیه راجعون
  2. G1788:2 تا کی زنی بر خانه‌ها تو قفل با دندانه‌هاتا چند چینی دانه‌ها، دام اجل کردت زبون
  3. G1788:3 شد اسب و زین نقره گین، بر مرکب چوبین نشینزین بر جنازه نِه ببین دستان این دنیای دون
  4. G1788:4 برکن قبا و پیرهن تسلیم شو اندر کفنبیرون شو از باغ و چمن ساکن شو اندر خاک و خون
  5. G1788:5 دزدیده چشمک می زدی همراز خوبان می شدیدستک زنان می آمدی کو یک نشان ز آن‌ها کنون
  6. G1788:6 ای کرده بر پاکان زنخ امروز بستندت زنخفرزند و اهل و خانه‌ات از خانه کردندت برون
  7. G1788:7 کو عشرت شب‌های تو کو شکرین لب‌های توکو آن نفس کز زیرکی بر ماه می خواندی فسون
  8. G1788:8 کو صرفه و استیزه‌ات بر نان و بر نان ریزه‌اتکو طوق و کو آویزه‌ات ای در شکافی سرنگون
  9. G1788:9 کو آن فضولی‌های تو کو آن ملولی‌های توکو آن نغولی‌های تو در فعل و مکر ای ذوفنون
  10. G1788:10 این باغ من آن خان من این آن من آن آن منای هر منت هفتاد من اکنون کهی از تو فزون
  11. G1788:11 کو آن دم دولت زدن بر این و آن سبلت زدنکو حمله‌ها و مشت تو وان سرخ گشتن از جنون
  12. G1788:12 هرگز شبی تا روز تو در توبه و در سوز تونابوده مهراندوز تو از خالق ریب المنون
  13. G1788:13 امروز ضربت‌ها خوری وز رفته حسرت‌ها خوریزان اعتقاد سرسری زان دین سست بی‌سکون
  14. G1788:14 زان سست بودن در وفا بیگانه بودن با خدازان ماجرا با انبیا کاین چون بود ای خواجه چون
  15. G1788:15 چون آینه باش ای عمو خوش بی‌زبان افسانه گوزیرا که مستی کم شود چون ماجرا گردد شجون

ganjoor: sh1788 · public domain