Divani-Şəms› Qəzəl 2196 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · G2196 · 10 beyt
غزل شمارهٔ ۲۱۹۶
Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.
- G2196:1 از حلاوتها که هست از خشم و از دشنام اومیستیزم هر شبی با چشم خون آشام او
- G2196:2 دامهای عشق او گر پر و بالم بسکلدطوطی جان نسکلد از شکر و بادام او
- G2196:3 چند پرسی مر مرا از وحشت و شبهای هجرشب کجا ماند بگو در دولت ایام او
- G2196:4 خون ما را رنگ خون و فعل میآمد از آنکخونها می میشود چون میرود در جام او
- G2196:5 وعدههای خام او در مغز جان جوشان شدهعاشقان پخته بین از وعدههای خام او
- G2196:6 خسروان بر تخت دولت بین که حسرت میخورنددر لقای عاشقان کشته بدنام او
- G2196:7 آن سگان کوی او شاهان شیران گشتهاندکان چنان آهوی فتنه دیده شد بر بام او
- G2196:8 الله الله تو مپرس از باخودان اوصاف میتو ببین در چشم مستان لطفهای عام او
- G2196:9 دست بر رگهای مستان نه دلا تا پی بریاز دهان آلودگان زان باده خودکام او
- G2196:10 شمس تبریزی که گامش بر سر ارواح بودپا منه تو سر بنه بر جایگاه گام او
ganjoor: sh2196 · public domain