Divani-Şəms Qəzəl 3116 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · G3116 · 13 beyt

غزل شمارهٔ ۳۱۱۶

Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.

  1. G3116:1 دلا گر مرا تو ببینی ندانیبه جان آتشینم به رخ زعفرانی
  2. G3116:2 دل از دل بکندم که تا دل تو باشیز جان هم بریدم که جان را تو جانی
  3. G3116:3 ز خون بر رخ من بدیدی نشان‌هاکنون رفت کارم گذشت از نشانی
  4. G3116:4 تو شاه عظیمی که در دل مقیمیتو آب حیاتی که در تن روانی
  5. G3116:5 تو آن نازنینی که در غیب بینینگفتند هرگز تو را لن ترانی
  6. G3116:6 چه می نوش کردی چه روپوش کردیتو روپوش می‌کن که پنهان نمانی
  7. G3116:7 چه جنت چه دوزخ توی شاه برزخبرانی برانی بخوانی بخوانی
  8. G3116:8 تو آن پهلوانی که چون اسب رانیز مشرق به مغرب به یک دم رسانی
  9. G3116:9 تو آن صدر و بدری که در بر و بحریهم الیاس و خضری و هم جان جانی
  10. G3116:10 کسی بی‌تو زنده زهی تلخ مردنچو پیش تو میرد زهی زندگانی
  11. G3116:11 ایا همنشینا جز این چشم بینادو صد چشم دیگر تو داری نهانی
  12. G3116:12 اگر مرد دینی بسی نقش بینیمکن سجده آن را که تو جان آنی
  13. G3116:13 گره را تو بگشا ایا شمس تبریزگره از گمانست و تو صد عیانی

ganjoor: sh3116 · public domain