Divani-Şəms› Qəzəl 32 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · G32 · 6 beyt
غزل شمارهٔ ۳۲
Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.
- G32:1 دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتیدر خواب غفلت بیخبر زو بوالعلی و بوالعلا
- G32:2 زان می که در سر داشتم من ساغری برداشتمدر پیش او میداشتم گفتم که ای شاه الصلا
- G32:3 گفتا چیست این ای فلان گفتم که خون عاشقانجوشیده و صافی چو جان بر آتش عشق و ولا
- G32:4 گفتا چو تو نوشیدهای در دیگ جان جوشیدهایاز جان و دل نوشش کنم ای باغ اسرار خدا
- G32:5 آن دلبر سرمست من بستد قدح از دست مناندرکشیدش همچو جان کان بود جان را جانفزا
- G32:6 از جان گذشته صد درج هم در طرب هم در فرجمیکرد اشارت آسمان کای چشم بد دور از شما
ganjoor: sh32 · public domain