Divani-Şəms› Qəzəl 624 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · G624 · 14 beyt
غزل شمارهٔ ۶۲۴
Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.
- G624:1 هر ذره که بر بالا مِی نوشد و پا کوبدخورشید ازل بیند وز عشق خدا کوبد
- G624:2 آن را که بخنداند خوش دست برافشاندوان را که بترساند دندان به دعا کوبد
- G624:3 مستست از آن باده با قامت خم دادهاین چرخ بر این بالا ناقوس صلا کوبد
- G624:4 این عشق که مست آمد در باغ الست آمدکانگور وجودم را در جهد و عنا کوبد
- G624:5 گر عشق نه مست استی یا باده پرست استیدر باغ چرا آید انگور چرا کوبد
- G624:6 تو پای همیکوبی و انگور نمیبینیکاین صوفی جان تو در معصرهها کوبد
- G624:7 گویی همه رنج و غم بر من نهد آن همدمچون باغ تو را باشد انگور که را کوبد
- G624:8 همخرقه ایوبی زان پای همیکوبیهر کو شنود ارکض او پای وفا کوبد
- G624:9 از زمزمه یوسف یعقوب به رقص آمدوان یوسف شیرین لب پا کوبد پا کوبد
- G624:10 ای طایفه پا کوبید چون حاضر آن جوییدباشد که سعادت پا در پای شما کوبد
- G624:11 این عشق چو بارانست ما برگ و گیا ای جانباشد که دمی باران بر برگ و گیا کوبد
- G624:12 پا کوفت خلیل الله در آتش نمرودیتا حلق ذبیح الله بر تیغ بلا کوبد
- G624:13 پا کوفته روح الله در بحر چو مرغابیبا طایر معراجی تا فوق هوا کوبد
- G624:14 خاموش کن و بیلب خوش طال بقا میزنمیترس که چشم بد بر طال بقا کوبد
ganjoor: sh624 · public domain