Divani-Şəms Qəzəl 645 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · G645 · 13 beyt

غزل شمارهٔ ۶۴۵

Hər beytin öz səhifəsini açın — tərcüməsi, şərhi, çətin sözlər.

  1. G645:1 بار دگر آن آب به دولاب درآمدوآن چرخهٔ گردنده در اشتاب درآمد
  2. G645:2 بار دگر آن جان، پر از آتش و از آبدر لرزه چو خورشید و چو سیماب درآمد
  3. G645:3 بار دگر آن صورتِ پنهانیِ عالماز روزن جان، دوش، چو مهتاب درآمد
  4. G645:4 خورشید که می‌درَّد از او مشرق و مغرباز لطف بوَد گر به سطرلاب درآمد
  5. G645:5 بار دگر آن صبح بخندید و بتابیدتا خفتهٔ صد ساله هم از خواب درآمد
  6. G645:6 بار دگر آن قاضی حاجات ندا کرد«خیزید که آن فاتح ابواب درآمد»
  7. G645:7 بار دگر از قبله روان گشت رسالتدر گوش محمد چو به محراب درآمد
  8. G645:8 چون رفت محمد به در خیبرِ ناسوتنقبی بزد از نصرت و نقاب درآمد
  9. G645:9 از بیم مَلک، جمله فلک رخنه و در شدوز بیم مسبب، همه اسباب درآمد
  10. G645:10 آری لقبش بود سعادت بک عالمزآن پیش که اشخاص به القاب درآمد
  11. G645:11 بگشاد محمد در خُم‌خانهٔ غیبیبسیار کسادی به میِ ناب درآمد
  12. G645:12 از بهر دل تشنه و تسکین چنین خونآن جام میِ لعل چو عناب درآمد
  13. G645:13 خاموش کن امروز که این روز سخن نیستزحمت مده، آن ساقیِ اصحاب درآمد

ganjoor: sh645 · public domain