Oxu› Dəftər 2› Bölmə 75 ← əvvəlki · növbəti →
بخش ۷۵ - تتمهٔ اقرار ابلیس به معاویه مکر خود را
İblisin Müaviyəyə öz hiyləsini etiraf etməsinin davamı
- M2:2785 پس عزازیلش بگفت ای میر رادمکر خود اندر میان باید نهاد
- M2:2786 گر نمازت فوت میشد آن زمانمیزدی از درد دل آه و فغان
- M2:2787 آن تاسف و آن فغان و آن نیازدرگذشتی از دو صد ذکر و نماز
- M2:2788 من تو را بیدار کردم از نهیبتا نسوزاند چنان آهی حجاب
- M2:2789 تا چنان آهی نباشد مر تو راتا بدان راهی نباشد مر تو را
- M2:2790 من حسودم از حسد کردم چنینمن عدوم کار من مکرست و کین
- M2:2791 گفت اکنون راست گفتی صادقیاز تو این آید تو این را لایقی
- M2:2792 عنکبوتی تو مگس داری شکارمن نیم ای سگ مگس زحمت میار
- M2:2793 باز اسپیدم شکارم شه کندعنکبوتی کی بگرد ما تند
- M2:2794 رو مگس میگیر تا توانی هلاسوی دوغی زن مگسها را صلا
- M2:2795 ور بخوانی تو به سوی انگبینهم دروغ و دوغ باشد آن یقین
- M2:2796 تو مرا بیدار کردی خواب بودتو نمودی کشتی آن گرداب بود
- M2:2797 تو مرا در خیر زان میخواندیتا مرا از خیر بهتر راندی