Oxu Dəftər 2 Bölmə 97 ← əvvəlki · növbəti →

بخش ۹۷ - دعوی کردن آن شخص کی خدای تعالی مرا نمی‌گیرد به گناه و جواب گفتن شعیب علیه السلام مرورا

O adamın Allah Təala məni günahıma görə cəzalandırmır iddiası və Şuaybın (əleyhissalam) ona cavab verməsi

  1. M2:3373 آن یکی می‌گفت در عهد شعیبکه خدا از من بسی دیدست عیب
  2. M2:3374 چند دید از من گناه و جرمهاوز کرم یزدان نمی‌گیرد مرا
  3. M2:3375 حق تعالی گفت در گوش شعیبدر جواب او فصیح از راه غیب
  4. M2:3376 که بگفتی چند کردم من گناهوز کرم نگرفت در جرمم اله
  5. M2:3377 عکس می‌گویی و مقلوب ای سفیهای رها کرده ره و بگرفته تیه
  6. M2:3378 چند چندت گیرم و تو بی‌خبردر سلاسل مانده‌ای پا تا به سر
  7. M2:3379 زنگِ توبرتوت ای دیگ سیاهکرد سیمای درونت را تباه
  8. M2:3380 بر دلت زنگار بر زنگارهاجمع شد تا کور شد ز اسرارها
  9. M2:3381 گر زند آن دود بر دیگ نویآن اثر بنماید ار باشد جوی
  10. M2:3382 زانک هر چیزی به ضد پیدا شودبر سپیدی آن سیه رسوا شود
  11. M2:3383 چون سیه شد دیگ پس تاثیر دودبعد ازین بر وی که بیند زود زود
  12. M2:3384 مرد آهنگر که او زنگی بوددود را با روش هم‌رنگی بود
  13. M2:3385 مرد رومی کو کند آهنگریرویش ابلق گردد از دودآوری
  14. M2:3386 پس بداند زود تاثیر گناهتا بنالد زود گوید ای اله
  15. M2:3387 چون کند اصرار و بد پیشه کندخاک اندر چشم اندیشه کند
  16. M2:3388 توبه نندیشد دگر شیرین شودبر دلش آن جرم تا بی‌دین شود
  17. M2:3389 آن پشیمانی و یا رب رفت ازوشست بر آیینه زنگ پنج تو
  18. M2:3390 آهنش را زنگها خوردن گرفتگوهرش را زنگ کم کردن گرفت
  19. M2:3391 چون نویسی کاغذ اسپید برآن نبشته خوانده آید در نظر
  20. M2:3392 چون نویسی بر سر بنوشته خطفهم ناید خواندنش گردد غلط
  21. M2:3393 کان سیاهی بر سیاهی اوفتادهر دو خط شد کور و معنیی نداد
  22. M2:3394 ور سِیُم باره نویسی بر سرشپس سیه کردی چو جان پر شرش
  23. M2:3395 پس چه چاره جز پناه چاره‌گرناامیدی مس و اکسیرش نظر
  24. M2:3396 ناامیدیها به پیش او نهیدتا ز درد بی‌دوا بیرون جهید
  25. M2:3397 چون شعیب این نکته‌ها با وی بگفتزان دم جان در دل او گل شکفت
  26. M2:3398 جان او بشنید وحی آسمانگفت اگر بگرفت ما را کو نشان
  27. M2:3399 گفت یا رب دفع من می‌گوید اوآن گرفتن را نشان می‌جوید او
  28. M2:3400 گفت ستارم نگویم رازهاشجز یکی رمز از برای ابتلاش
  29. M2:3401 یک نشان آنک می‌گیرم وراآنک طاعت دارد و صوم و دعا
  30. M2:3402 وز نماز و از زکات و غیر آنلیک یک ذره ندارد ذوق جان
  31. M2:3403 می‌کند طاعات و افعال سنیلیک یک ذره ندارد چاشنی
  32. M2:3404 طاعتش نغزست و معنی نغز نیجوزها بسیار و در وی مغز نی
  33. M2:3405 ذوق باید تا دهد طاعات برمغز باید تا دهد دانه شجر
  34. M2:3406 دانهٔ بی‌مغز کی گردد نهالصورت بی‌جان نباشد جز خیال