قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۶ - سپردن عرب هدیه را یعنی سبو را به غلامان خلیفه› بیت ۲۸۲۶
M1:2826 — خنده میآمد نقیبان را از آن / لیک پذرفتند آن را همچو جان
M1:2826
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
نگهبانان و کارگزاران خلیفه با دیدن کوزهی آب به عنوان هدیه، خندهشان گرفت اما از روی ادب و احترام، آن را بسیار گرامی داشتند و پذیرفتند.
این بیت لحظهای کلیدی در داستان مرد عرب بادیهنشین را به تصویر میکشد. او با تمام وجود و از سر اخلاص، کوزهای آب باران را که در بیابان جمع کرده، به عنوان بهترین هدیه برای خلیفه به بغداد آورده است. اما درباریان خلیفه که در کنار رود عظیم دجله زندگی میکنند، این هدیه را مضحک و بیارزش میبینند و ناخودآگاه خندهشان میگیرد.
نکتهی اصلی بیت در نیمهی دوم آن است: «لیک پذرفتند آن را همچو جان». با وجود تمسخر درونی، آنها هدیه را با احترام کامل و همچون چیزی گرانبها میپذیرند. چرا؟ ابیات بعدی توضیح میدهند که این رفتار، بازتابی از شخصیت و منش خود خلیفه است. لطف و بزرگواری خلیفه در تمام ارکان دربارش نفوذ کرده و کارگزارانش نیز آموختهاند که به نیت و صفای قلب هدیهدهنده نگاه کنند، نه به ارزش مادی هدیه. مولانا از این داستان نتیجه میگیرد که اخلاق و رفتار حاکم (یا در معنای عرفانی، پیر و مرشد) مانند آب یک حوض است که در تمام لولههای متصل به آن (یعنی مریدان و زیردستان) جاری میشود و کیفیت آب کل سیستم را مشخص میکند. ادب و بزرگواری درباریان، نشانهٔ بزرگواری خود شاه است.
- نقیبان
- جمع نقیب؛ سرپرستان، کارگزاران، پیشکاران دربار
- لیک
- ولی، اما
- همچو جان
- مانند جان؛ کنایه از با ارزش و گرامی دانستن، با تمام وجود
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.