पढ़िए› दफ़्तर 1› खलीफा का उपहार स्वीकार करना और उस उपहार और उस घड़े से पूर्ण बेनियाज़ी के साथ दान देना› शेर 2887
M1:2887 — در حکایت گفتهایم احسان شاه / در حق آن بینوای بیپناه
M1:2887
अर्थ · به زبانِ تو — आपकी भाषा · AI
این بیت اشارهای است به داستانی که قبلاً در مثنوی تعریف شده و در آن، خلیفه به مردی فقیر و درمانده لطف و احسان میکند.
مولانا در این بیت، خواننده را به داستانی که پیشتر در همین دفتر اول (ابیات ۲۴۶۸ به بعد) تعریف کرده ارجاع میدهد. آن داستان دربارهٔ مرد عرب فقیری است که از بیابان، سبویی پر از آب باران را به عنوان هدیهای خالصانه برای خلیفهٔ بغداد میآورد، غافل از آنکه در بغداد رود دجله روان است. خلیفه با بزرگواری هدیهٔ او را میپذیرد و به او پاداشی بزرگ میدهد.
این بیت مانند یک پل عمل میکند. مولانا پس از یک سلسله ابیات اندرزی دربارهٔ خطرات سیری و نفس اماره (که آن را به سگی تشبیه میکند)، دوباره به خط اصلی داستان بازمیگردد. او با یادآوری آن حکایت، زمینه را برای ادامهٔ بحث دربارهٔ عشق و اخلاص آماده میکند. گویی میگوید: «همانطور که در آن داستان گفتیم، لطف و کرم شاه (نماد حق و پیر معنوی) شامل حال نیازمندِ بیپناه (نماد سالک صادق) میشود.» این یادآوری، مقدمهای است برای ابیات بعدی که توضیح میدهند چگونه کلام عاشق، حتی اگر در ظاهر کفرآمیز یا بیربط به نظر برسد، بوی عشق و حقیقت میدهد، درست همانطور که هدیهٔ ناچیز آن مرد عرب، بوی صداقت و اخلاص میداد.
- احسان
- نیکی کردن، بخشش، لطف و کرم
- در حق
- دربارهٔ، نسبت به
- بینوا
- فقیر، تهیدست، درمانده
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.