قرائت› دفتر ۲› بخش ۶۴ - باز جواب گفتن ابلیس معاویه را› بیت ۲۶۳۳
M2:2633 — خوی کان با شیر رفت اندر وجود / کی توان آن را ز مردم واگشود
M2:2633
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
عشق و بندگی خداوند که از آغاز آفرینش در ذات من سرشته شده، یک ویژگی بنیادین و پاکنشدنی است و با خشم و قهر ظاهری او از میان نمیرود.
این بیت از زبان ابلیس در پاسخ به معاویه بیان میشود. ابلیس در اینجا چهرهای غیرمنتظره از خود به نمایش میگذارد؛ نه یک شورشی محض، بلکه عاشقی راندهشده که همچنان به اصل و ریشهی الهی خود وفادار است. او استدلال میکند که علاقهاش به خداوند امری اکتسابی نیست که بتوان آن را کنار گذاشت، بلکه همچون طبیعتی است که با شیر مادر در وجود نوزاد عجین میشود. این یک تصویر قدرتمند برای بیان مفاهیم فطری و ذاتی است.
منظور مولانا این است که برخی حقایق و گرایشها، بهویژه پیوند اولیه و ازلی مخلوق با خالق، چنان عمیق و ریشهدار هستند که حتی بزرگترین گناهان و دورافتادگیها نیز نمیتوانند آن را بهکلی نابود کنند. ابلیس با این سخن، قهر خداوند را یک امر عارضی و سطحی میبیند، در حالی که عشق و لطف او را ذاتی و بنیادین میداند. این عشق اولیه، همان «شیر»ی است که او در طفولیت معنوی خود از «پستان لطف الهی» نوشیده و سرشت او را شکل داده است. بنابراین، جدا کردن این سرشت از وجود او ناممکن است.
- خوی
- خصلت، عادت، طبیعت، سرشت
- کان
- که آن
- اندر
- در، داخلِ
- واگشود
- باز کرد، جدا کرد، رها ساخت
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.