Leggi› Libro 2› Introduzione› Distico 54
M2:54 — گاه خورشیدی و گه دریا شوی / گاه کوه قاف و گه عنقا شوی
M2:54
Significato · به زبانِ تو — La tua lingua · AI
ای انسان کامل، تو در ذات خود یک چیز نیستی و در هر لحظه، جلوهای عظیم و شکوهمند از خود نشان میدهی؛ گاهی چون خورشید نورافشانی، گاهی چون دریا بیکرانی، و گاهی چون کوه قاف و سیمرغ، دستنیافتنی و اسطورهای هستی.
این بیت در ادامهٔ ابیات پیشین است که مولانا انسانِ برخوردار از «حس جان» (درک معنوی) را خطاب قرار میدهد. اوصافی که در این بیت میآید، صرفاً تشبیهات شاعرانه نیست، بلکه بیانگر تجلیات و حالات گوناگون روح انسان کامل در سیر معنوی است. این روح، در ذات خود از همهٔ این تعینات و نقشها فراتر است (چنان که در بیت بعدی میگوید: «تو نه این باشی نه آن در ذات خویش»)، اما در هر لحظه میتواند به صورتی متجلی شود.
- خورشید: نماد روشنگری، معرفت، و منبع حیات معنوی است. انسان کامل، خود سرچشمهٔ نور و آگاهی برای دیگران میشود.
- دریا: نماد بیکرانگی، بخشندگی، و دربرگرفتن همه چیز است. روح او مانند دریایی است که تمام هستی را در خود جای میدهد.
- کوه قاف: در اساطیر ایرانی، کوهی است افسانهای که گرداگرد جهان را فرا گرفته و جایگاه سیمرغ است. این کوه نماد استواری، عظمت، و دور از دسترس بودن است.
- عنقا (سیمرغ): پرندهای افسانهای که نماد حقیقت دستنیافتنی و وحدت در کثرت است (همانطور که در منطقالطیر عطار میبینیم). روح انسان کامل، همچون سیمرغ، از دیدهٔ حواس ظاهری پنهان و حقیقتش ورای فهم عادی است.
مولانا با کنار هم گذاشتن این تصاویر متضاد (دریا در برابر خورشید، کوه در برابر پرنده)، به این نکته اشاره میکند که حقیقت انسان کامل، جامع اضداد و فراتر از هر تعریف و تصویری است. او در هیچ قالبی نمیگنجد و در هر آن، به شکلی ظهور میکند.
- گه
- مخفف «گاه»، یعنی گاهی، بعضی وقتها
- کوه قاف
- کوهی افسانهای در اساطیر که آن را محیط بر کرهٔ زمین میدانستند.
- عنقا
- مرغی افسانهای و نایاب، همان سیمرغ.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.