M2:758 — تا بود کز دیدگان هفت رنگ / دیدهای پیدا کند صبر و درنگ
M2:758
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
با صبر و درنگ در برابر جاذبههای رنگارنگ دنیای مادی، میتوان به چشم باطن یا بصیرتی دست یافت که فراتر از ظواهر را میبیند.
این بیت در ادامهٔ هشدار مولوی در مورد «بانگ غولان» یا همان وسوسههای درونی و دنیوی آمده است. مولوی میگوید برای رهایی از این فریبها، باید ذکر حق گفت و میان حقیقت (صبح صادق) و مجاز (صبح کاذب) تمایز قائل شد.
در این بیت، او نتیجهٔ این خویشتنداری را بیان میکند. «دیدگان هفترنگ» استعارهای است از چشم سر و حواس ظاهری که تنها قادر به دیدن کثرت و رنگارنگی عالم مادی هستند. این حواس، ما را به سمت همان چیزهایی میکشانند که «غول» نفس وعده میدهد: مقام، ثروت و شهرت. اما اگر سالک «صبر و درنگ» پیشه کند و در برابر این جاذبهها مقاومت ورزد، ثمرهاش گشوده شدن «دیدهای» دیگر است. این «دیده» همان چشم دل یا بصیرت است که ورای این هفترنگ را میبیند و به عالم وحدت و حقیقت راه میبرد. در واقع، صبر کردن در مقابل فریبندگی دنیا، خود تمرینی است که چشم باطن را پرورش میدهد و انسان را برای دیدن گوهرهای معنا به جای سنگهای ظاهری آماده میسازد، همانطور که در ابیات بعدی توضیح داده میشود.
- بود
- باشد که، شاید، امید است
- دیدگان هفت رنگ
- چشمهای ظاهربین، حواس پنجگانه که تنها عالم مادی و رنگارنگ را درک میکنند
- دیدهای
- یک چشم دیگر، کنایه از چشم بصیرت، چشم باطن
- درنگ
- تأمل، توقف، مکث
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.