M2:77 — چاره آن باشد که خود را بنگرم / ورنه او خندد مرا من کی خرم
M2:77
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
تنها راه برای فهمیدن اینکه آیا لایق توجه معشوق هستم یا نه، خودشناسی است. بدون شناختن خودم، اگر او مرا تحسین کند، ممکن است در واقع به خاطر زشتی و ناسازگاریم به من بخندد و من هرگز شایستهی وصال او نخواهم بود.
این بیت در مقدمهی دفتر دوم مثنوی، به دنبال تأمل مولانا در مورد رابطهاش با معشوق ازلی (خداوند یا شمس) آمده است. مولانا میگوید وقتی معشوق او را تحسین میکند، در یک دوراهی قرار میگیرد: آیا این ستایش واقعی است چون من واقعاً زیبا و لایق هستم، یا صرفاً تمسخری است بر زشتی و غرور من؟
راه حل این تردید، نه در پرسش از معشوق، بلکه در بازگشت به خویشتن و «خود را نگریستن» است. این نگریستن، همان خودشناسی عمیق عرفانی است. سالک باید بدون توهم و خودفریبی، به حقیقت وجود خود بنگرد و جایگاه واقعیاش را بشناسد. در غیر این صورت، اگر بدون شایستگی، خود را لایق لطف معشوق بداند، این لطف در واقع خندهای تمسخرآمیز خواهد بود. معشوق که خود «جمیل» است و «دوستدار زیبایی»، چگونه میتواند با موجودی زشت و ناهماهنگ انس بگیرد؟
بنابراین، این بیت بر اهمیت حیاتی خودشناسی در مسیر سلوک تأکید میکند. تا زمانی که انسان خود را نشناسد، نمیتواند رابطهای حقیقی و صادقانه با معشوق برقرار کند و هرگونه تصور وصال، خیالی باطل خواهد بود.
- بنگرم
- نگاه کنم، تأمل کنم، بشناسم
- ورنه
- وگرنه، در غیر این صورت
- خرم
- درخور باشم، شایسته باشم، لایق باشم
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.