Masnavi M4:3091 — بخش ۱۱۸ - حکایت آن پادشاهزاده کی پادشاهی حقیقی به وی روی نمود یَوْمَ یَفِرُّ المَرْءُ مِنْ أَخیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبیهِ نقد وقت او شد پادشاهی این خاک تودهٔ کودک طبعان کی قلعه گیری نام کنند آن کودک کی چیره آید بر سر خاک توده برآید و لاف زندگی قلعه مراست کودکان دیگر بر وی رشک برند کی التُّرابُ رَبیعُ الصِّبْیانِ آن پادشاهزاده چو از قید رنگها برست گفت من این خاکهای رنگین را همان خاک دون میگویم زر و اطلس و اکسون نمیگویم من ازین اکسون رستم یکسون رفتم و آتیناه الحکم صبیا ارشاد حق را مرور سالها حاجت نیست در قدرت کن فیکون هیچ کس سخن قابلیت نگوید — ای عجب یک چیز از یک روی مرگ / وان ز یک روی دگر احیا و برگ
دفتر ۴
·
بیت ۳۰۹۱
·
M4:3091
ای عجب یک چیز از یک روی مرگ
وان ز یک روی دگر احیا و برگ
❋ ❋ ❋
No commentary yet
This beyt has no recorded commentary from any source on this server yet. The corpus is the canonical text; commentary is added incrementally as primary sources are processed. If you would like commentary added for this beyt, see the sources page.