قرائت› دفتر ۵› بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب› بیت ۱۳۳۹
M5:1339 — هیچ علت اندرو ظاهر نشد / هیچ کس از سر او مخبر نشد
M5:1339
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
با وجود بررسیها، هیچ بیماری جسمی در خر پیدا نشد و کسی نتوانست به راز لاغر شدن او پی ببرد.
در این داستان، خاتون که از لاغری خرش نگران است، او را نزد متخصصان (نعلبندان) میبرد تا علت را بیابند. این بیت لحظهای را توصیف میکند که تمام بررسیهای ظاهری به بنبست میخورد. متخصصان هیچ بیماری یا عارضهی جسمی آشکاری در حیوان پیدا نمیکنند.
نکتهی کلیدی در این بیت، تقابل میان «ظاهر» و «سرّ» (راز) است. علت واقعی لاغری خر، یک بیماری جسمی نیست که با معاینهی بیرونی مشخص شود، بلکه یک راز پنهان است: رابطهی جنسی او با کنیزک. مولانا با این بیت به یک مفهوم عمیقتر اشاره میکند: بسیاری از مشکلات و رنجهای ما ریشههایی پنهان و درونی دارند که با نگاه سطحی و مادی قابل تشخیص نیستند. همانطور که پزشکان از علت واقعی بیماری خر بیخبر ماندند، بسیاری از ما نیز از سرچشمههای اصلی مشکلات روحی و معنوی خود یا دیگران غافلیم، زیرا تنها به نشانههای ظاهری توجه میکنیم و از رازهای درون بیخبریم. این بیت، مقدمهای است برای اینکه خاتون خودش به جستجوی حقیقت بپردازد و از پوسته عبور کند.
- علت
- بیماری، ناخوشی
- اندرو
- در او، در درون او
- سر
- راز، امر پنهان
- مخبر
- آگاه، باخبر
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.