قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۲۵ - حکایت آن گاو کی تنها در جزیرهایست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پارهای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. همچون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوهتر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او همچنین میبیند و اعتماد نمیکند› بیت ۲۸۵۰
M5:2850 — یک جزیرهٔ سبز هست اندر جهان / اندرو گاویست تنها خوشدهان
M5:2850
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
مولانا داستان را با توصیف یک جزیرهٔ سرسبز و گاوی تنها که در آن با اشتهای زیاد زندگی میکند، آغاز میکند.
این بیت، صحنهٔ تمثیلی را برای حکایتی عمیق دربارهٔ حرص، ترس از آینده و عدم توکل به رزق الهی آماده میکند. «جزیرهٔ سبز» در اینجا نماد دنیای مادی و نعمتهای فراوان خداوند است که برای هر موجودی فراهم شده است. «گاو تنها» نیز نماد نفسِ حریص و حسابگر انسان است که با وجود برخورداری از وفور نعمت، همواره نگران آینده و تمام شدن روزی خود است.
صفت «خوشدهان» یا خوشاشتها، بر طبیعت سیریناپذیر این نفس تأکید میکند. این گاو، نمایندهٔ آن بخش از وجود ماست که تنها به خوردن و انباشتن میاندیشد و از درک منبع بیپایان این نعمتها عاجز است. مولانا با این تصویر ساده، مقدمهای برای شرح اضطراب درونی انسانی میچیند که با وجود دیدن لطف مکرر خداوند در هر روز، باز هم به او اعتماد نمیکند و شبها از ترس گرسنگی فردا، آرامش خود را از دست میدهد.
- اندر
- در، داخلِ
- اندرو
- درون او، در آن
- خوشدهان
- خوشخوراک، پر اشتها
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.