قرائت دفتر ۵ بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند بیت ۳۶۶۵

M5:3665 — جامه ازرق کرد زان پس مرد و زن / صورتش دیدند شمعی بی‌لگن

جامه ازرق کرد زان پس مرد و زنصورتش دیدند شمعی بی‌لگن
پس از آن ماجرا، آن مرد و زن جامهٔ ماتم به تن کردند؛چرا که سیمای آن مهمان را همچون شمعی بی‌نیاز از پایه و شمعدان دیدند.
پس از رفتن مهمان، زن و شوهر که از کردهٔ خود پشیمان بودند، در غم از دست دادن او به سوگ نشستند، زیرا تازه به حقیقت وجود نورانی و بی‌تعلق او پی برده بودند.

M5:3665

❋ ❋ ❋

شرح و معنا · به زبانِ تو — AI

گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات

گفتگوی تو تا وقتی عمومی‌اش نکنی، فقط روی همین دستگاه می‌ماند.

پرسش‌های خوانندگان

هنوز پرسشی به‌اشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.