قرائت› دفتر ۵› بخش ۱۵۶ - حکایت آن مهمان کی زن خداوند خانه گفت کی باران فرو گرفت و مهمان در گردن ما ماند› بیت ۳۶۶۵
M5:3665 — جامه ازرق کرد زان پس مرد و زن / صورتش دیدند شمعی بیلگن
M5:3665
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
پس از رفتن مهمان، زن و شوهر که از کردهٔ خود پشیمان بودند، در غم از دست دادن او به سوگ نشستند، زیرا تازه به حقیقت وجود نورانی و بیتعلق او پی برده بودند.
این بیت لحظهٔ حسرت و پشیمانی عمیق میزبانان را پس از رفتن مهمان به تصویر میکشد. مهمانی که به خاطر حرف ناشایست زنِ خانه، آزردهخاطر شده و با وجود اصرار آنها، خانه را ترک کرده است.
«جامهٔ ازرق کردن» کنایه از به تن کردن لباس ماتم و سوگواری است. مرد و زن میزبان، پس از رفتن مهمان، تازه متوجه میشوند که چه شخص والامقامی را از دست دادهاند. آنها در واقع برای فرصت معنوی از دست رفتهٔ خود سوگواری میکنند. آنها وجودی الهی و یکی از اولیای خدا («یار خضر») را در خانه داشتند اما با تنگنظری و بیادبی، او را رنجاندند.
تشبیه مهمان به «شمعی بیلگن» تصویری بسیار قدرتمند در عرفان است. شمع برای سوختن و نورافشانی به یک پایه یا لگن نیاز دارد تا اشک و موم گداختهاش در آن جمع شود. اما «شمع بیلگن»، شمعی است که کاملاً از خود میسوزد و هیچ اثری از خود باقی نمیگذارد. این نماد انسانی کامل و وارسته است که وجودش سراسر نور و بخشش خالص است و هیچ تعلق مادی و وابستگی به این جهان ندارد. میزبانان تازه پس از رفتن او، به این حقیقت نورانی پی میبرند و این درک، غم و حسرتشان را دوچندان میکند.
- ازرق
- کبود، آبیرنگ. در ادبیات عرفانی، رنگ لباس ماتم و عزا بوده است.
- لگن
- تشت، ظرف بزرگ و معمولاً فلزی. در اینجا به معنای پایه و جای شمع (شمعدان) است.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.