পড়ুন› দফতর ১› আরবের উপহার, অর্থাৎ কলস, খলিফার ভৃত্যদের হাতে তুলে দেওয়া› দ্বিপদী ২৮২৫
M1:2825 — آب شیرین و سبوی سبز و نَوْ / ز آب بارانی که جمع آمد به گَوْ
M1:2825
অর্থ · به زبانِ تو — আপনার ভাষা · AI
مرد عرب، کوزهای نو و سبز را که از آب شیرین بارانِ جمعشده در یک گودال پر کرده بود، به عنوان هدیه به خلیفه تقدیم کرد.
این بیت، هدیهی ساده و بیپیرایهی مرد عرب بیاباننشین را توصیف میکند. او از دل صحرای خشک، چیزی را به دربار خلیفه آورده که در دنیای خودش گرانبهاترین دارایی اوست: یک کوزهی آب شیرین. مولانا با ذکر جزئیاتی مانند «سبز و نو» بودن کوزه و اینکه آب از «بارانی که در گودالی جمع شده» به دست آمده، هم بر ارزش این هدیه در چشم مرد عرب تأکید میکند و هم بر سادگی و حقارت آن در مقایسه با شکوه دربار خلیفه.
این هدیه نماد عبادت و طاعت خالصانهای است که فرد با تمام بضاعت اندک خود به پیشگاه خداوند میآبرد. از دیدگاه عارفانه، ارزش عمل نه به ظاهر آن، که به صدق و اخلاص نیت فاعل آن است. همانطور که مرد عرب با تمام وجودش این آب را ارزشمند میداند، خداوند نیز به عمل خالصانهی بندهاش، هرچند در نگاه دیگران کوچک باشد، به دیدهی لطف و قبول مینگرد. خندهی درباریان و پذیرش نهایی هدیه از سوی آنان (که در ابیات بعدی میآید)، نشاندهندهی تفاوت میان نگاه ظاهربین و نگاه معناگراست.
- سبو
- کوزه، ظرف سفالی برای آب
- نَوْ
- نو، جدید، تازه
- گَوْ
- گودال، چاله
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.